ابی و موفقیتهایش در کنسرت

ابی در سال حدود 50 کنسرت برگزار می کند و از این نظر بین تمام خوانندگان ایرانی و حتی غربی دارای رکورد قابل توجهی است.کنسرت هایی ;که او برگزار می کند در سالن های معظم جهان است جای بزرگان موسیقی جهان,باعث افتخار هر ایرانی است که هنرمندی داریم که در سطح اول جهان به اجرای آثارش می پردازد و موسیقی ایران رو در سطح جهانی سرفراز می کند.
در اینجا به معرفی دو کنسرت باشکوه که ابی در ان به اجرای آثارش پرداخته است می پردازیم.
کنسرت مارچ 1994 سانتا مونیکا

صدای ابی در این کنسرت بسیار آماده نشان می دهد.این کنسرت با استقبال بسیار زیاد مردم مواجه شد...
از نوآوری های ابی در این کنسرت میکس ترانه های قدیمی خود و میکس ترانه های گوگوش به طور پیوسته بود.این دو نوآوری در این کنسرت بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت.
همچنین اجرا متفاوت چند ترانه توسط ابی اشاره کرد که می توان از جمله به ترانه پیچک اشاره ای داشت که با ریتم تند اجرا شد.
ترانه هاي اجرا شده توسط ابي در اين کنسرت
1-نون پنير سبزي 2-پوست شير 3-شکار 4-چه بايد کرد 5-شب زده 6-مداد رنگي 7-محتاج 8-سبد سبد 9-خليج 10-کوير 11-جعبه جواهر 12-غربت 13-نازي ناز کن 14-خانوم گل 15-ستاره دنباله دار 16-کلبه من 17-شب مرد تنها 18-پيچک
ميکس ترانه هاي قديمي
19-شب 20-من کويرم دشت تب کرده پيرم 21-باغ بلور 22-خاکستري 23-خورجين 24-طپش 25-سايه 26-خاتون 27-مولاي سبز پوش
ميکس ترانه هاي گوگوش
28-طلاق 29-دو پنجره 30-خوابم يا بيدارم 31-گل بي گلدون 32-کمکم کن 33-غريب آشنا 34-همسفر 35-منو گنجشک هاي خونه 36-مخلوق 37-پل 38-کوير 39-به مون تا به مونم
دانلود ویدیو خلیج
__________________________________
کنسرت 1997 سالن اسکار

یکی دیگر از کنسرت های باشکوه ابی در سالن اسکار است. در جایگاه بزرگان موسیقی جهان ,ابی بار دیگر نشان داد که سطح و شان فکر شنونده ایرانی بسیار است و باید در سالن های معظم جهانی حضور داشته باشد نه کاباره و کافه های 70-80 نفره.
صحنه این کنسرت به طور شگفت انگیز و زیبایی آماده شده بود و از نظر نور و صدا از بهترین امکانت صوتی و تصویری استفاده شده بود.
ابی برای اجرای آهنگ های خود در این کنسرت از یک ارکستر بزرگ و فوق العاده قوی در کار موسیقی بهره برد تا بتواند جوابگوی بیش از ده هزار نفری که به این سالن مجلل و زیبا آمده ان باشد.
ترانه هاي اجرا شده توسط ابي در اين کنسرت
1-ستاره هاي سربي 2-مست چشات 3-قبله 4-پوست شير 5-ستاره دنباله دار 6-کوير 7-خورشيد خانوم 8-عطرتو 9-شکار 10-جست و جو 11-گريه نکن 12-مداد رنگي 13-کي اشکاتو پاک ميکنه 14-شب گريه 15-کمکم کن 16-غربت 17-پيچک
دانلود ویدیو پیچک
__________________________________
در آخر می توانید کلیپ ترانه زیبای عادت و اقاقی از آلبوم ستاره های سربی رو دریافت کنید.
عادت
اقاقی
جذّابيت و روح لطيفی که در در هنر موسيقی جريان دارد، آن را به يکی از تأثيرگذارترين و يکتاترين هنرهای هفت گانه بدل کرده است. رازی که در هدايت روح و روان انسان به سوی اصوات و سبک های گوناگون موسيقی در جريان است، دليل و توجيهی جز شور شاعرانه، کشش عاشقانه و زيبايی و غنای فوق العاده احساس موجود در اين زمينه ندارد؛ بديهی ست که مبحث اصلی ما بخش بسيار گسترده ای از اين هنر را شامل می گردد که قدرت کلام، جلوه ساز تأثير آن است. باران طنين و انعکاس حنجره از ساليان دراز همپای نت های موسيقی و ساز حرکت کرده و تا به امروز نيز شايد جدايی مطلق آنها تصّور ناپذير باشد.
هنرمندان خوش صدای تاريخ از هر طريقی که اين جلوه ذاتی و درونی را به نمايش گذارده اند، خود نشانه ای از قدرت خداوندی ست که هنر خواندن را در جوهره آنان ايجاد و باروری آن را به شخص ايشان وا گذارده است. عمق کلام اين که هنرمند بابت هر آنچه که با اين عنوان به او نام نهانيده اند، در خدمت مردم است؛ و اوست که با اثرش خود را به جامعه معرفی و عام را با واژه هميشگی عشق آشنا می سازد.
علاقه مردم به ترانه و هنرمند ترانه خوان را شايد بتوان ريشه در حسّ درونی آنان بر شمرد. تمنايی نا خود آگاه به اين وادی که شايد بتوان مهمترين خواست ايشان تلقّی کرد. ترانه روح و روان شنونده را تسخير و احساسات او را نوعی بازيچه دست خود قرار می دهد. لحظه ای وی را شاد و لحظه ای غمگين می سازد... واژه عشق و محبت را در خود می پروراند و از تلخی جدايی روايت می کند... درد روزگار را به تصوير می کشد و شقايق را به جستجو می نشيند... همه و همه بخش جدا ناپذيری از روح ترانه است که حنجره هنرمند آن را فرياد کرده و طنين زندگی را بر جای می نهد. به قول مرحوم، شادروان فروغ فرّخزاد: تنها صداست که می ماند.
اما جدا از هنر صدا، مقوله شعر و آهنگ تکامل بخش توليد ترانه است. امکان ايجاد اثری ماندگار، بدون حضور قدرتمند اين دو عنصر هميشه ياور صدا در پس يکديگر چه بسا غير ممکن است. ترانه، ترانه سرا و ترانه خوان همسفر راه عشق شده، دست به دست يکديگر می دهند تا اثری ماندگار خلق شود؛ بر دل و جان مردم نشيند و طراوت هستی را بر پيکره آنان بدمد.
تشعشعات و تولّد دوباره اين نوع موسيقی مردم پسند و مورد توجّه عام در ايران، معرفی کننده هنرمندان و شايد بهتر است نام دهيم عاشقانی بود که پايه و پايه ريزی اين حرکت عظيم و تاريخ ساز به دست آنان بنا نهاده شد...
جريان و شايد بتوان اذعان کرد سبک موسيقی بخصوص و نويی که در اواخر دهه ۴۰ هجری در ايران شکل گرفت نويد دهنده روزهای پرشکوه و خاطره سازی بود؛ هر چند که توالی و ادامه اين حرکت و واقعه تاريخ ساز خود مدّت زيادی در ايران دوام نداشت امّا شاهد پا به عرصه گذاردن هنرمندانی بود که هر يک سهم بسزايی در شکل گيری و اوج اين حرکت داشتند.
يکی از بهترين و مؤثّرترين هنرمندانی که جزء ناگسستنی و مهمّی از اين شروع و ادامه بی نظير تا به امروز به شمار می رود کسی نيست جز سلطان پاپ ايران، آقای صدا، ابی.
به جرأت می توان عنوان نمود صدای وسيع، قدرتمند و بی همتای وی از يک طرف و نيز سبک منحصر به فرد و استثنايی او در امر خواندن از جهت ديگر دلايل اصلی موفّقيّت و محبوبيت کم نظير او به حساب می آيند؛ که البته از چندين جهت قابل بررسی و تفکّر است. واضح است که خواننده موفّق به کسی لقب می دهند که ترانه ها، آهنگ ها و در کل آثار توليد شده وی در طول دوران فعّاليّت حرفه ای او مورد استقبال و توجّه عام و خاص قرار گيرد. اين امر و در اصل فاکتور بسيار مهم و قابل توجّه نياز به حضور قدرتمند ۳ عنصر در کنار و پا به پای يکديگر دارد:۱) ترانه خوب: اين امر ميسر نمی گردد جز بهره بردن از آثار و نوشته های بهترين و قويترين ترانه سرايانی که به عمق واژه و ادبيات مسلّط، با روح درونی موسيقی آشنا و قدرت و تأثير کلام را به نيکی شناخته باشند. در واقع به نظر من ترانه نويسی که قبل از سرودن ترانه بداند که خواننده اثرش کيست بسيار بسيار موفق تر از سرايندگانی ست که به توليد ماشينی ترانه مشغولند! شاعرانی که به غير از سياه نمودن واهی صفحات سپيد، کاری ديگر بر خود نمی بينند. هر چند که اين روزها هنرمندی قدرتمند و جدّی در اين عرصه ظهور نکرده است امّا تا زمانی که نام سه اسطوره ترانه ايران بر آسمان تاريخ موسيقی باقيست شايد نيازی به پديداری همتا نباشد.
يکی از بزرگترين دلايل موفقيت بی نظير ابی را با صراحت می توان همکاری مستمر وی با اين دسته از یگانه هنرمندان عنوان کرد: ايرج جنّتی عطائی، اردلان سرفراز و شهيار قنبری؛ سه استاد طلائی و تکرار ناشدنی موسيقی پاپ ايران که با آثار بی نظير خود، جلوه ای هميشگی به آقای صدا بخشيدند. که در این بین استاد جنتی عطایی بیشترین نقش را دارا می باشد.
ایرج جنتی عطایی بیش از ۴۰ ترانه
| طپش | پوست شیر | کندو |
| سایه | خاتون | خورجین |
| سبد | مولای سبز پوش | گل سرخ |
| خانه سرخ | رازقی | ستاره های سربی |
| شب گریه(واژه) | آخر قصه | گریه نکن(آسون نشو) |
| خانه و خاطره | تو کی هستی | طلوع کن |
| بوسه بر ماه | درخت | تحمل کن |
| وقتی تو گریه می کنی | شب نیلوفری | چیزی بگو |
| تندیس | سیاه پوش ها | پروانه ای در مشت |
| وقتی تو نیستی | بگو آره بگو نه(رهایی) | صدام کردی |
| وقتی به مستی می رسم | هم غصه | پرنده مهاجر |
| خونه | روستایی | شُلَیل |
| خاکستری |
اردلان سرفراز/ ۳۰اثر
| شب | پاینده باد ایران | سادگی مرا ببخش |
| عسل | راز همیشگی شدن | برج |
| سفر | منو ببخش | گریز |
| خانوم گل | هزار و یک شب | همدم(یاس نوازش) |
| دلبر | ستاره دنباله دار | آرزو |
| روزگار | آبی | محتاج |
| چه باید کرد | جواب | اتل متل |
| بنویس | ای یار بگو | منزل به منزل |
| خواب(سوته دلان) | جستجو | تو را نگاه میکنم |
| دلتنگی | جهان سوم(ناجی شرق) | ظالم |
شهيار قنبری/ ۸اثر
| رحم کن | نون پنیر سبزی | معلم بد |
| خورشید خانوم | راه من | عطر تو |
| من از تو یاد گرفتم | خورشید بی حجاب |
ايرج جنتی عطائی: طبق اظهار بسياری از کارشناسان و صاحب نظران امر شعر و موسيقی ايرج جنتی عطائی را می توان به جرأت بهترين، قويترين و تکنيکی ترين ترانه سرای تاريخ موسيقی پاپ ايران بشمار آورد. او که متولد ۱۹ دی ماه ۱۳۲۵ در شهر مشهد و فارغ التحصيل رشته هنرهای نمايشی از دانشگاه چلسی انگليس است، استعداد و توانايی ذاتی و نهفته خود را از همان دوران جوانی با سراييدن ترانه هايی ماندگار و جاودانه به مرحله ظهور رسانيد و تولدی تازه در زمره تکنيک و سبک ترانه نويسی ايجاد کرد. وی که با بکار گيری واژه های ناب، عشق، زندگی و اعتراض را به بهترين وجه به تصوير کشيده يگانه ترانه سرايی ست که تنها آقای صدا ابی افتخار همکاری با وی را در يک آلبوم کامل (شب نيلوفری) داشته است. جنتی عطائی خوش قريحه هنرمنديست که عرضه واژه های نابش را به حنجره هر ترانه خوانی وانگذارده و هميشه از بهترين ها برای ارائه سروده هايش استفاده نموده است؛ به گزافه نيست که اين امر بزرگترين دليل موفقيت وی تا بدين حد به شمار رود که البته ابی را شايد بتوان شايسته ترين آنان لحاظ کرد که البته اين سربلندی و افتخار از همان ابتدای ورود آقای صدا به وادی موسيقی همراه وی بوده و تا به امروز نيز ادامه داشته است. جنتی عطائی اسطوره ايست که در آسمان موسيقی ايران تا ابد خواهد درخشيد.
اردلان سرفراز: استاد والاقدر و ارزنده ای که با ترانه های زيبايش سخن عشق، زندگی و اعتراض را به تصوير کشيده و قلب بسياری از ايرانيان را به تسخير نوشته هايش در آورده است. سرفراز هنرمنديست که ابی افتخار همکاری با وی را نيز از همان آغاز کار (ترانه شب) به همراه داشته و اوج دستاوردهای اين همکاری طلائی را در بعد از انقلاب اسلامی ايران شاهد بوده و هستيم.
شهيار قنبری: هوشمند هنرمندی که شايد بتوان آغازگر سبک خاصی از ترانه نوين ايران با نام "اعتراض" را به وی نسبت داد (آثاری همچون جمعه، هفته خاکستری و... با صدای مرحوم فرهاد). او که با نوشته هايش روح و قلب بسياری از هواداران ترانه های ناب را به قلمش عادت داده است، ۸ اثر زيبايش را با صدای ماندگار ابی تجربه نموده است.

در ادامه بحث ترانه و ترانه سرايی و البته خارج از صحبت اين سه هنرمند، ترانه سرايان ديگری بودند که حاصل همکاری ايشان با آقای صدا منجر به تولد آثار و ترانه های ديگری شد که تأثير بسزايی در روند موفقيت وی داشتند. احمد شاملو, زويا زاکاريان، منصور تهرانی، ليلا کسری (هديه)، مسعود امينی، هما ميرافشار، فرهاد شيبانی، مهين آبادانی، شرمين شجره، عادل حسنی ,منصور تهرانی ,بیژن سمندر و... را می توان از اين دسته بر شمرد.
به طور کلی ابی هنرمنديست که وسواس و دقت نظر وی در انتخاب شعر (از گذشته تا حال) هميشه زبانزد اساتيد و شنوندگان حرفه ای آثار او بوده و در اصل جزء معدود خوانندگانی محسوب می گردد که از اجرای اشعار نه چندان تأثير گذار يا کم اهميت پرهيز نموده است. اين امر حتی در انتخاب اشعار ساده و همه فهم تر برای عرضه آثار شاد نيز بارز بوده و نمونه های موفق آن بسيار زياد است.* اسطوره ترانه ايران (ايرج جنتی عطائی) در این باره می گويد: ابی شعر زده است و من در هنگام سرودن ترانه در اين فکر هستم که آيا ابی اين شعر را می پسندد يا خير. اين سخن مستند و قابل تفکر بر اين واقعيت قدرت بيشتری می بخشد و ما را بهتر و دقيقتر با عمق مطلب آشنا می سازد.
با تأثير و نقشی که اشعار و ترانه سرايان مختلف در راه موفقيت ابی تا به امروز داشتند تا حدودی آشنا گشتيد و در بطن فصول آينده نيز بيشتر با آن آشنا خواهيد شد.
همانطور که خوانديد سه امر و فاکتور خاص برای توليد يک اثر ماندگار لازم و ضروری ست که از اولين عنصر آن يعنی ترانه خوب و اينکه چه نيازهايی در ايجاد هرچه بهتر اين امر، قابل توجه و غير قابل چشم پوشی ست سخن گفتيم؛ و اما دومين اصل مهم که همانا اصلی ترين و پايه پر اهميت توليد اثر موسيقی ست چيزی نيست جز ملودی و آهنگ قوی و دلنشين.
شاید به خود بگویید اگر صدای هایده و ابی و داریوش نبود ترانه های ترانه سرایان بزرگ چون احمد شاملو . ایرج جنتی عطایی . اردلان سر فراز و شهیار قنبری هم امروز در بین ما نام جاودان و ماندگار را با خود یدک نمی کشید و من این را قبول دارم و اما به این اصل هم اعتقاد دارم که اگر ترانه ها خوب نباشد و صد در صد اگر ملودی ها سطح بالا نباشند خواننده به موفقیت نمی رسد. به عنوان مثال خوانندگان بزرگی چون ستار و عارف و ... که کم خوانندگانی هم نیستند در چند سال اخیر به موفقیتی دست پیدا نکردند و قافله ماندگاری را به خوانندگانی چون ابی و داریوش و معین واگذار کرده اند و از سوی دیگر هم نقش خواننده نقشی بزرگ و انکار ناپذیر دارد و اگر خواننده در ردیف خوانندگان درجه یک نباشد ترانه حتی اگر ترانه ی شهیار قنبری هم باشد نمی تواند در اذهان مردم باقی بماند به طور مثال ترانه ها ای که شهیار قنبری در چند سال اخیر برای مهرداد آسمانی ساخته است و مشاهده شد آن موفقیت را که ترانه های شهیار با صدای ابی و داریوش و گوگوش خوانده شد کسب نکرد.
نه اینکه مهرداد خواننده بدی باشد یا ستار و عارف و حبیب و.. خوانندگان کمی باشند اما وسواس در انتخاب شعر و آهنگ باعث شده تا ابی و داریوش و هایده و معین بسیار بالا تر قرار گیرند و البته باید به این هم توجه کرد که صدای اینها چیز دیگری است.
ترانه باید حرف مردم باشد حرف دل مردمی که زدن آن حرف برایشان سخت و دشوار است و با شنیدن آن ترانه آرام می شوند و شاید هم با آن ترانه اشک بریزند اما بدون شک در این صورت هم تخلیه می شوند. حال می تواند خرف عاشقانه باشد یا حرفی توام با اعتراض.ترانه ای در اذهان مردم به ماندگار می ماند که این خصوصیات را دارا باشد. همچنین ترانه ماندگار می تواند خاطره های تلخ و شیرین گذشته را بخاطر بیاورد و البته خاطرات شیرین می توانند روزی به خاطراتی تبدیل شوند که اشک را با خود به همراه می آورند. و این تنها در صورتی است که آن ترانه با ملودی و صدا همراه باشد.
توجه شما رو به نظر ابی در مورد ترانه های خودش جلب می کنم و کسانی که نیمی از آهنگاشو گوشکرده باشند با او هم عقیده خواهند بود و رمز جاودانگی و ماندگاری کلام ابی را به وضوح می توان در این کوتاه سخن جستجو کرد :

" هنرمند هنرش و تاثرات ذهنی اش را از فرهنگ زمانه اش و مردم اش می گیرد. فرهنگ زاده ی کار و تلاش و رنج انسانی است. هنرمند زبان انتقال آن فرآورده های حضور انسان است. او امیال و آرزو و تمنا های مردمش را آینه در دست به جهان نشان می دهد تا سهمی از تلاش بی وقفه همگانی را برای ایجاد شرایط انسانی تر ادا کرده باشد. او در تلاش و ادای سهم از دیگران نیز می آموزد تا از خود و موقعیت ذهنی اش بگذرد و به شایستگی بیشتری برای انسانیت دست یابد.
هنرمند اگر انسانی بیندیشد از جغرافیای آب و خاک و وطن در می گذرد تا تمام جهان را وطن خویش بشناسد. تفاوت نگاه هنرمند و آنکه بر خاکی احساس مالکیت دارد در همین جاست. ایران زادگاه من است. خاکش را دوست دارم. دوست دارم نه بخاطر زمین و آب و هوایش به خاطر مردم و فرهنگش به خاطر حضور همیشه تحول پذیرش و باروری ذهن و زبان و اندیشه مردمانش و البته که بر این باور نیز هستم که هیچ آب و خاکی بی حضور انسان به پشیزی نمی ارزد.
من نفس و احساسم با حضور تاریخی و فرهنگی و اجتماعی آن مردمی گره خورده که استبداد شاهی در تمام طول تاریخ بند از بندشان گسسته است و لحظه ای از ستم کاری در حقشان فرو گذار نکرده است. من درد و شادی و رنج و زیبایی شان را در طول بیش از سی سال فعالیت هنری ام فریاد کرده ام و با آن مردم هم آواز بوده ام و هم اکنون نیز هستم " " ابراهیم حامدی ملقب به ابی "
آری ای وطن پرستان در متن کوتاهی که به اختصار از گفته های ابی عزیز در بالا آورده شد به وضوح می توان محبوبیت یک هنرمند مردمی را مشاهده نمود که در اوج موفقیت و شهرت مردم کشور آریایی خود را فراموش نکرده است.
ابی بر خلاف بسیاری دیگر از خوانندگان نه برای رژیم شاهنشاهی می خواند و نه برای رژیم جمهوری اسلامی.
ابی فقط برای مردمش می خواند.
شکفته چون گل سرخ بر سینه های یاران
قلبی به شکل ایران عشقی به نام مردم

